پشت بام سکوت_ونوس مرداسی VenusMardasi
برقرار باشی و سبز ، گل من تازه بمون
تشنه ام تشنۀ یک جرعه اصالت ، که بجویم و ببویم و بگویم:خونم را ببوی. فراموش کرده ایم خون ما بیش ۳۰۰۰سال پیش مومیایی شده است ، اگر حذف تاریخ شود...واویلا. کو آبا و کو عشق و اصالت و جنگ و جدال؟ کو خون لاله های پر پر همیشه جاودان؟ از که بیاموزیم ؟ خون بی بو می شود – من و تو بی اصل و نـَ... تو بمان ؛ و به این تربت پاک ، ریشه بزن ، من به تو ، با شاهرگم خون می دهم تا بگوییم :ایران یعنی همه سیرت نیک ، تا بکاریم کمی بذر صداقت ، شاید میوه اش حذف ریاست، که در این وادی عشق، همه نیک پندار شوند، همه خدایی و با انصاف شوند، که بگوئیم :حق یعنی خدا. تو هم اصالت را بجوی، و به آنکس که بر این تربت پاک ریشه زده،با شاهرگت خون هدیه بده. یا علی ۸۰/۱۰/۱۲ونوس مرداسی![]()







