![]() |
![]() |
|
| برقرار باشی و سبز-گل من تازه بمون |
|
سلام گلم: «دفاع از افغانی» دستهای کوچکش به زردی کینه بود ،اماقلبش با خون سرخ می تپید.گونه هایش از سرما ترک خورده بود ،اما هنوز کاسۀ صبرش نشکسته بود .باد سرد برگونه هایش –بر تمام وجودش تازیانه می زد و اشک گرمش به استقبال درد و رنج آمده بود.تاوان کدامین گناه را پس می دهد ؟ به گفتۀ همه (چه کسی مجرم را شناسایی می کند و به محکمۀ خود می برد و حکم خود را صادر می کند؟)فقط چنین پوچ اندیشی و بی منطقی ها از شیطان بزرگ سرمی زند. آری این کودک افغانی تاوان ظلم قدرت قدرت جهانی را پس می دهد ،چه کسی به راستی چه کسی ناله های تلخ او را شنیده ؟چه کسی شنیده است که با بغض می گوید:وطن را دوست دارم اما جایم کجاست؟نمی شنوند ، این قدرتها گوششان پر از دود سیاه ظلم است ،پر از صدای تکنولوژی بی ربطشان است و احساس و عواطف و انسانیت را نمی شنوند ،آنها حتی صدای قلب خودشان را هم نمی شنوند. آنها صدای مادر افغانی را نمی شنوند که فغان می کند (کودکم از سرما یخ کرده است)نمی بینند با مشت بر سینه می کوبد و خاک بر سر می ریزد و می گوید(طفلم از گرسنگی مرده ،کودکم با چشمهای زمرد به انتظار آزادی زندگی...) اشک مرد را دیدن طاقت می خواهد ولی آنها کور هستند و نمی بینند مرد افغانی بر آوارگی خانواده اش اشک می ریزد ولی انگشتهای خاکیش را جلوی چشمان سرخش می گیرد تا کسی اشکش را نبیند. تقاص کودک فلک زده را که دهد؟آه مادر کودک مرده دامن کدامین ظالم را می گیرد و سیل اشک آن مرد بینوا چه کسی را خفه می کند؟ روزنامۀ همبستگی –شمارۀ-326شنبه 17آذر80-ونوس مرداسی (تعجب نکن این روزنامه را توی خانه تکانی پیدا کردم و یادم آمد روزی می نوشتم)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 7:28 توسط ونوس مرداسی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خوش آمدی گلم:
مهربانیها لبریز شده بود دنبال پیمانه ای بودم تا گنجایش تمام مهربانیها را داشته باشد -اینجا را یافتم. مواظب مهربانیهایت باش که ناغافل به تاراج نرود. استفاده از مطالب - فقط با ذکر نام نویسنده مجاز می باشد. |
| پیوندهای روزانه |
|
آپلود عکس با میهن آپلود آگهی رایگان چک کردن رنکینگ شما گوگل فارسی پایگاه فناوری اطلاعات آپلودعکس کدهای آپدیت NOD32 P30download آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
آپدیت نود32 عشق ممنوع کامپیوتر شعر خواندنی آشپزخانه خاطرات متن ادبی جن و من |
|
RSS
|